یاددشتهای شخصی |
نفر اول: شما؟
نفر دوم: گلشيفته نه ببخشيد خود شيفته هستم. شما؟
نفر اول: خبرنگار هستم. اون عكس لختي واقعا شما هستيد؟
خودشيفته: بله خودم هستم. بهم نمي آد؟
خبرنگار: اولش باور نكردم. گفتم ساختگي است. ولي بعدش با سرو صداها و اظهار نظراتي كه شد فهميدم خودتي.
خود شيفته: آره خود خودم هستم. تازه كجاش رو ديدي؟
خبرنگار: چرا اين كار رو كردي؟ واقعا علت اصلي اين كار چه بود؟ آيا مي خواستي با اين كار به كسي يا چيزي اعتراض كني؟
خودشيفته: نه هدفي نداشتم. دوستان از من خواستند و من اين كار رو كردم. مي خواستم كمي دور هم خوش باشيم.
خبرنگار: پس آبروي خودت، خانواده ات، پدر و خواهر هنرمندت چه مي شود؟ سابقه هنري خودت چي؟ تو با اين كارت علاوه بر از بين بردن پيشينه هنري ات تمام پل هاي پشت سرت رو خراب كردي. ديگه راه بازگشتي براي خودت نگذاشتي. آيا ارزش اش رو داشت؟
خودشيفته: من به هر قيمتي مي خواهم معروف شوم. من مي خواهم اولين باشم.
خبرنگار: به هر قيمتي؟
خود شيفته به هر قيمتي.
خبرنگار: ولي تو معروف بودي. همه در ايران تو رو مي شناختند. تو در سينماي ايران در حال پيشرفت بودي و مي توانستي جايزه هاي جشنواره هاي جهاني را با بازي در همين فيلم هاي ايراني بگيري. ولي الآن يك مهره سوخته هستي. ديگر هيچ جايگاهي نداري. حتي كساني كه به دين و اخلاق پاي بندي زيادي ندارند، اين كار تو را نمي پسندند. اشتباه كردي گلشيفته. اشتباه كردي. تو با اين كارت سقوط كردي. هم از نظر دينداران سقوط كردي، هم از نظر اخلاق مداران و هم از نظر معتقدان به آزادي نظر و اندیشه. اگر اعتراضي هم داشتي اين راهش نبود. هنجارشكني راه خوبي براي اعتراض كردن نيست. اثري هم كه مي گذارد اثر خوبي نيست. تو سوختي. آره سوختي. تو فرو افتادي و با فرو افتادنت پدر و خانواده ات را هم انداختي. ولی این کاش این گونه نمی شد.
راز موفقيت فيلم جدايي نادر از سيمين چيست؟ آيا قصه جدايي يك زن و مرد ايراني اين قدر مهم است كه اين همه جايزه بگيرد؟ مگر در جهان خارج طلاق وجود ندارد؟ مگر اين فيلم چه چيزي دارد؟ از چه تكنيك هاي خاصي بهره گرفته است كه به مذاق خارجي ها اين قدر خوش آمده است؟ انتخاب اين فيلم توسط خارجي ها كه دل خوشي از ايراني ها ندارند با مسائل سياسي، درگيري هاي هسته اي غرب با ايران چه ارتباطي دارد؟ مهاجرت اصغر فرهادي و خانواده اش به آلمان بلافاصله پس از موفقيت اين فيلم در سينماهاي ايران چه توجيهي دارد؟ اگر اصغر فرهادي هنوز در ايران زندگي مي كرد باز هم فيلمش موفق مي شد؟ آيا اصغر فرهادي مي دانست فيلم اش اين همه جايزه مي گيرد كه به آلمان رفت؟ چرا اصغر فرهادي با مدونا دست داد؟ مگر او نماينده ايران نبود؟ چرا اصغر فرهادي در اين مراسم از تحريم هاي غرب عليع ملت ايران انتقاد نكرد؟ چرا از زدن حرف هايي كه به مذاق مسئولان جشنواره خوش نمي آيد خودداري كرد؟ اصلا چرا خارجي ها به فيلم هايي كه بدبختي هاي ما را نشان مي دهد جايزه مي دهند؟ اين ها سوالات بي پاسخي است كه ذهن هر آدمي را مشغول مي كند. جايزه دادن به اين فيلم يا فيلم هايي نظير اين فيلم آن هم توسط غربي هايي كه از ملت و دولت ايران دل خوشي ندارند كمي تا قسمتي بودار است. آقا بودار است و ممكن است گندش در آينده در بيايد.
امشو در بهشت خدا وایه پندری...... ماهرو عروس منن شو آرایه پندری
امروزه همه دولت های جهان برای انجام بهتر امور و ایجاد نظم و انظباط در جوامع و رعایت حقوق شهروندی قوانینی را وضع کرده اند و یا در حال وضع قوانین جدید هستند و همه شهروندان اعم از دولت و ملت ملزم به رعایت قانون می باشند. با این حال در بسیاری از کشورها بیش تر خواص و یقه سفیدها برای حفظ منافع شان از قانون فرار می کنند یا آن را دور می زنند. مردم عادی هم بدشان نمی آید از قانون فرار کنند. در همه کشورها دولتیان باید الگوی مردم در احترام به قانون باشند. متاسفانه در کشور ما فرار از قانون به یک بیماری فراگیر تبدیل شده است که بیش تر مردم چه خواص و چه عوام را شامل می شود.
یکی از این قانون شکنی ها حفر چاه های غیر مجاز در دشت های ممنوعه می باشد. نمونه این دشت های ممنوعه دشت حاصل خیز ورامین می باشد. دشت ورامین سال هاست به دلیل برداشت بیش از حد دچار مشکل کم آبی شده و سطح آب زیرزمینی در آن جا به شدت افت کرده است. در این دشت اجازه حفر چاه جدید به هیچ کس نمی دهند. یکی از خواص یا یقه سفیدهای قانون گریز آقای محمد جواد لاریجانی می باشد. ایشان در جنوب شرقی دشت ورامین (مبارکیه) برای آبیاری زمین هایش حدود ۱۵ چاه عمیق به صورت غیر قانونی حفر کرده است و هم اکنون در حال بهره برداری از این چاه ها می باشد.
حال ایشان این زمین ها را چگونه به دست آورده است بماند.
آقای لاریجانی سال هاست به عنوان نماینده مجلس یا معاون وزیر امور خارجه یا معاون قوه قضاییه در دولت فعالیت می کند. ایشان یک آیت الله زاده است. این آقایی که باید الگوی احترام به قانون باشد خود قانون شکن شده است تا به منافع اش لطمه ای وارد نشود. اداره امور آب ورامین بارها متوسل به قانون شده تا جلوی فعالیت فراقانونی ایشان را بگیرد ولی متاسفانه نتوانسته است. امور آبی که به راحتی چاه های غیر مجاز مردم عادی را پر می کند تا کنون نتوانسته حتی یک چاه ایشان را پر کند.
این فقط یک نمونه از فعالیت های فراقانونی افراد خاص بوده است. در گوشه گوشه کشورمان افراد خاص با ترفندهای مختلف از قانون می گریزند. حال چگونه انتظار دارید مردم ما به قانون احترام بگذارند. کشوری که مسئولانش یا منسوبان به مسئولانش این گونه قانون شکنی می کنند از مردم عادی چه انتظاری می رود؟
امیدوارم روزی برسد که احترام به قانون در این کشور به یک فرهنگ فراگیر تبدیل شود.
عاشورای امسال هم آمد و رفت. ولی تو آدم نشدی. توی دسته عزاداری دیدمت. خیلی محکم سینه می زدی. حتی چشمان اشکبارت را دیدم. شنیده ام سالی چند میلیون خرج مراسم عزاداری می کنی. همه این ها درست ، ولی بگو ببینم چرا تا حالا آدم نشدی؟ مگر چند سال دیگر عمر می کنی؟ خیلی دیر شـده ، معلــوم نیست کی می خواهی آدم شوی؟ اگر واقعا امام حسین را دوست داری باید عوض بشوی. الآن به جای آن که عوض شوی عوضی شده ای. اگر دیر بجنبی کارت تمام است و دیگر پشیمانی سودی ندارد. وقت کم است یا الله زود باش.
سرانجام تلاشهای جناح دولتی در مورد آقای موسويان نتیجه داد و قوه قضاييه عقب نشست. بيچاره آقای موسويان که فعلا قربانی جنگ قدرت ميان جناح احمدی نژاد و جناح هاشمی شده است. اميدوارم آقای هاشمی و جناحش اين بار مانند قضيه کرباسچی کــوتاه نيــایند تا خدای ناکــرده آقای موســويان به خاطــر گنــاه نکرده مجازات شود. ضمنا معنای استقلال قوا را هم فهميديم. ضمنا متوجه شديم چه کسی فشار وارد می کند. جناح دولتی که در بوق وکرنا کرده بود بر قوه قضاييه فشار وارد می کنند که پرونده موسويان را فيصله دهد خود وارد کننده فشار بود. تظاهرات گروه فشار در جلو قوه قضاييه وفشارهای از بالا نتيجه خوبی عايد جناح دولتی کرد. جناب هاشمی شاهرودی اکنون توپ در زمين شماست. اميدوارم معنای استقلال قوا را به همه نشان دهی. امیدواریم استقلال قوه قضاييه هم مانند تيم استقلال تهران نشود. آقای هاشمی شاهرودی تيمت را خوب مديريت کن تا بازنده نباشد. اگر تيم تو هم ببــازد تعویض مربی در تیم شما هم احساس خواهد شد.
آقای احمدی نژاد تکلیف آن بچه هایی که به تو نامه ننوشتند یا نتوانستند بنویسند چیست؟ آیا آنها دوچرخه نمی خواهند؟ آنها باید چگونه دوچرخه به دست بیاورند؟
راستی آیا وظیفه یک رییس جمهور تقسیم دوچرخه و عروسک میان کودکان است؟ آیا بهتر نیست با رونق بخشیدن به اقتصاد کشور توان پدران این کودکان را بالا ببری تا خود برای فرزندانشان دوچرخه و عروسک تهیه کنند؟
در محله ما کودکان زیادی هستند که دوچرخه و عروسک ندارند.بهتر است سری هم به آنجا بزنی. آنها از تو دوچرخه نمی خواهند آنها برای پدرانشان شغل می خواهند تا شبها گرسنه سر بر بالین نگذارند. راستی صاحب خانه پدر و مادر مریم و سعید همسایه بغلی ما را جواب کرده است چون نتوانسته اند کرایه عقب مانده شان را بدهند.
زهرا دیشب گرسنه خوابید. حسین از پسر صاحب خانه کتک خورده بود ولی برای این که به قبای صاحب خانه بر نخورد پدر و مادر حسین چیزی نگفتند.
علی به خاطر مرگ پدرش نان آور خانواده شده است تا بتواند شکم خود ، خواهر و مادرش را سیر کند.ضمنا علی دیگر درس نمی خواند. باز هم بگویم یا بس است؟ امکان ندارد اینها را ندانی.بهتر است رسانه ملی سری هم به محله ما بزند تا کودکان معصوم محله ما را هم به مردم نشان دهد.
آنها دوچرخه و عروسک ندارند.......
دور تازه سفرهای استانی آقای احمدی نژاد آغاز شد . ایشان برای این دور از سفرهایشان شعار تازه ای را برگزیده اند.
همگان می دانند که این سفرها چه هزینه هایی را به خزانه کشور تحمیل می کند . من بیشتر شهرهای کشور را به واسطه کارم گشته ام ولی خبری از تغییر در این شهرها ندیده ام.
هنوز فقر و محرومیت گریبان مردم را فشار می دهد . گرانی ها به اوج خودش رسیده است . زندگی برای روستایی و شهری هر روز سخت تر می شود.
به نظر من این سفرها به غیر از تحمیل هزینه به خزانه بیت المال سود دیگری ندارد . پول نفت وعده داده شده نه تنها سر سفره مردم نیامده بلکه سفره مردم به خاطر گرانی های اخیر خالی تر شده است.
آقای احمدی نژاد برای یک بار هم شده مرد و مردانه بگو نتوانستی . بگو کشور داری کار سختی است و از عهده من بر نمی آید . بگو وعده های انتخاباتی ات شعاری بیش نبوده است . بگو نمی توانی یا بگو نمی خواهی که بتوانی .
معاون اول رییس جمهور جناب آقای پرویز داودی در راستای افاضات هیئت دولت افاضه نمودند که خانمها بهتر است مدیریت خانواده را به عهده بگیرند.اینجانب ضمن تایید سخنان گوهر بار ایشان اعلام می دارم حق با ایشان است.اصلا چه معنا دارد زن کار کند؟ زن را چه به کارکردن؟ زن باید در خانه بماند کهنه بشوید، بچه داری کند، چای درست کند و غذا درست کند. زن باید همیشه بوی قورمه سبزی و فسنجان بدهد. کار مال مردان است. در این راستا قرار است در نخستین گام لایحه کاهش ساعات کار بانوان تقدیم مجلس شــــود. خوش به حـــال خانمها، کاش ساعت کــــار ما را هم کم می کردند. باز بگویید این دولت به فکر خانمها نیست.
دیروز با خبر شدم آقای لاریجانی از سمت دبیر شورای امنیت ملی استعفا داده است.از قراین هم چنین بر می آید که علت استعفای ایشان اختلاف نظر با آقای احمدی نژاد بوده است.بعد از استعفای چندین وزیر و معاون رییس جمهور آقای لاریجانی هم نتوانست رفتارهای انقلابی آقای احمدی نژاد را بربتابد.آقای احمدی نژاد بعد از گذشت ۲۹ سال از پیروزی انقلاب هنوز نمی داند که دوره انقلابی گری و تصمیمات احساسی گذشته است. کاش اقای احمدی نژاد این شغل را هم به مرد همه کاره هیئت دولت آقای الهام می سپرد. زیرا همان گونه که قراین نشان می دهد با این سیاستهای احساسی آقای احمدی نژاد دست آخر فقط همین الهام در کابینه خواهد ماند و همه وزیران و معاونان روزی استعفا خواهند داد. کاش آقای احمدی نژاد شغلی هم برای خانم فاطمه رجبی در نظر می گرفت تا ایشان هم مشغول شوند و اینقدر وقت آزاد نداشته باشند که به بزرگان نظام توهین کنند. ریاست سازمان محیط زیست برای خانم رجبی شغل خوبی است.
از این که کلیه دولتی ها خدمتگزار خلق الله هستند شکی نیست.در راستای این خدمتگزاری رییس دستگاه ورزش کشور پس از ارایه خدمات بی شائبه به ورزش کشور برای این که بتواند خدمت بیشتری بکند برای ریاست فدراسیون فوتبال ثبت نام کرد.دیگر نامزدها تا دیدند ایشان وارد گود شده ماستشان را کیسه کرده و کنار کشیدند.حال ایشان دیگر رقیبی برای خود نمی بیند و به زودی بر مسند ریاست فدراسیون فوتبال تکیه خواهد زد.خدمت بیشتر شغل بیشتر می طلبد.شعار "همه ما روزی الهام خواهیم شد " بر لب این خدمتگزاران است.واقعا دولت خوبی داریم.دولتیان چون می دانند کارشان در خدمت رسانی به مردم بسیار سخت و طاقت فرساست دیگران را از این کار سخت معاف کرده اند.اصلا غیر از آقای علی آبادی کس دیگری نمی تواند رییس شود.قحط الرجال است دیگر چه می شود کرد؟!
دولت مهرورز در راستای مهرورزی ساعت کار اداره های دولتی را در ماه مبارک رمضان دو ساعت در روز کاهش داد. این کاهش ساعت کار باعث شد عده ای از سیاستمداران به این کار دولت اعتراض کنند.من کاری به درستی یا نادرستی کار دولت در این کار ندارم. ولی می خواهم این را بگویم که بالاغیرتن اداریهای عزیز روزی چند ساعت کار مفید می کنند؟طبق بررسیهای انجام شده ساعت کار مفید در کشور ما به ویژه در اداره های دولتی روزی یک ساعت می باشد.حالا شما بگویید این آقای احمدی نژاد بد کاری کرده کارمندان زحمت کش را زودتر تعطیل کرده ؟لا اقل با این کارش باعث شده در ماه رمضان مصرف آب و برق و گاز و تلفن ادارات دولتی کم شود، این یعنی صرفه جویی در بیت المال.با این صرفه جویی می شود چند تا پل و چند تا سد ساخت.حالا باز هم بروید از دولت انتقاد کنید. ![]()
دگر باره روزه می گیریم،شب زنده داری می کنیم،شعایر را دوچندان می کنیم و سرانجام عید فطر را با شادمانی جشن می گیریم و پس از آن به زندگی عادی باز می گردیم.
بدين سان سالها تکرار و بر حجم خاطرات افزوده مي شود.اما بيم آن مي رود که روزه به عادتي بي روح و شعاير آن به سنتهايي سرگرم کننده بدل و ماه رمضان از همه معاني اصلي اش تهي شده باشد. با نگاهي گذرا درمي يابيم که اين موضوع ، يعني مساله روزه و رمضان ، مساله همه عبادات و همه مناسبت هاست.
اين آفت به همه عبادات و ايام راه يافته و اماکن مقدس و شعاير ديني و همه آموزه هاي آسماني را دربرگرفته است.
آيا نقش راهبري دين در هدايت آدمي به آخر رسيده است ؟ و به آيين ها و خاطرات و تجمل بدل شده است ؟ يا اين که اساسا آموزه هاي ديني براي تخدير آدمي آمده اند و از آنجا که سختي ها فراگيرند، اين آموزه ها نيز همه زندگي آدمي را فرا گرفته اند. آيا اکنون که آدمي بر بسياري از مشکلات و سختي هايش چيره گشته ، بايد از نقش دين بکاهيم؟ مومنان ! بهتر است پيش از آن که ديگران از ما بپرسند ، ما خود اين پرسش دشوار را از خود بکنيم.
اما حقيقت اين است که اين پرسش و پاسخ ها پيش تر مطرح شده اند، اما ما آنها را ناديده گرفتيم ، بر آنها چشم پوشيديم و از سخن گفتن درباره آنها روي برتافتيم ، تا با واقعيت دلهره آور و تلخ روبه رو نشويم.
مومنان !روزه ماه رمضان و ديگر عبادات و شعاير ديني ، تنها فعاليتي جسماني نيستند، بلکه حرکاتي سرچشمه گرفته از عقل و دلند که به قالب حس درمي آيند و با آن در مي آميزند ، از همين رو، هر گاه به دور از دخالت عقل و دل انجام گيرد ، اعمالي خشک ، کمرنگ و تقليدگونه اند که ما را به خود مشغول مي کنند ولي تاثيري نمي گذارند.برماست تا در اين تجربه تازه و اين ماه مبارک و در روزه اش ، عقل و دل را در کنار جسم فعال کنيم. بايد تفکر و تامل کنيم ، بايد عشق بورزيم و حساس باشيم. بايد اين عشق و آن تامل را در متن روزه خود جاري سازيم.
پيامبر فرمودند: تفکر ساعه خير من عباده سبعين سنه (يک ساعت تفکر، برتر از 70 سال عبادت است). امام صادق نيز فرموده اند: «هل الدين الا الحب؟» (آيا دين جز محبت است؟) اين چنين روزه زنده اي ، سپر آتش است و يکي از ارکان اسلام ، مهماني خداوند است و تکريم انسان.
قدر انسان است و قدر او. فقط در اين صورت است که رمضان شرايط و فضايي را فراهم مي کند که در آن انسان گرامي ساخته مي شود ؛ انساني که فاتح مکه است و پيروز بدر و سازنده تاريخ.
اين چنين رمضاني ماه الفت و همدردي با ديگران و فصل فراموشي کينه ها و اتحاد صفوف است. ماه وحدت کلمه و وحدت دلها و ماه رستاخير دوباره امت است. اين گونه روزه داري ماه رمضان نخستين گام در ساختن امت و تاريخ است ، تمريني براي جهاد و آمادگي براي نبرد است ، آغاز بازگشت به سوي خداست ، به سوي سرزمين مقدس خدا ، به سوي قدس. اين وعده حق خداوند است و خداوند از وعده اش تخلف نمي کند.
من از توام.تو از منی؟
من خسته ام.تو خسته ای؟
من عاشقم.تو دلبری؟ از ما چرا دل می بری؟
نازت خریدارم،ولی نازم چرا نمی خری؟
من بی تو خواهم مرد ، ولی تو بی من آسوده تری.
من بی تو تنهایم بیا.... از غم رهایی ده مرا.
جاری مکن اشک مرا.... احساس کن رشک مرا.
آری حسودم من حسود ....بی تو بمانم من چه سود
من منتظر در خانه ام....خانه که نه ویرانه ام
باز آ دوباره در برم....بر در بود چشم ترم
امروز را فردا کنم....من خویش را رسوا کنم
گر تو نباشی در برم....گر تو نباشی در برم
کامران (۱۸/۶/۱۳۸۶)
ضمن تشکر ویژه از آقای احمدی نژاد به خاطر برکناری وزیران نفت و صنایع پیشنهاد می شود آقای الهام با حفظ سمتهای قبلی به عنوان وزیر نفت و صنایع نیز به مجلس معرفی شود.زیرا ایشان قبلا لیاقت خود را در سمتهای قبلی نشان داده است.اصلا پیشنهاد می شود تمام وزیران هیئت دولت بر کنار و به جای همه آنها آقای الهام به عنوان وزیر به مجلس معرفی شود.
در زمانهای قدیم هم همین گونه بوده است.دولتهای قدیم فقط یک وزیر داشتند.با این کار هزینه کمتری به بیت المال وارد می شود.و با صرفه جویی در هزینه ها می شود چند تا پل و چندین بزرگراه ساخت.آقای الهام هم که برای شغلهای دوم به بعدش حقوقی نمی گیرد.
در شرایطی که رسانه های طرفدار دولت حملات تندی را بر علیه آقایان هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی ترتیب داده اند آقای کروبی از بخشهای مختلف خبرگزاری فارس بازدید نمود.ایشان در این بازدید٬ از این خبرگزاری و کیفیت خبر رسانی آن بسیار تعریف و تمجید کرده است.
از آنجا که هیچ حرکتی بی حکمت نیست من بازدید شیخ اصلاحات را نیز از این خبرگزاری بی حکمت نمی دانم.ضمنا در این بازدید یکی از فارسیها از ایشان در مورد خاطرات رفسنجانی و نظر امام در مورد شعار مرگ بر آمریکا در سال ۱۳۶۳ پرسیده و ایشان دو روایت نقل کرده اند.حال این دو روایت چیست من نمی دانم.احتمالا مضمون این دو روایت این بوده که امام بر خلاف آقای رفسنجانی مخالف حذف شعار مرگ بر آمریکا بوده اند.
به هر حال در آستانه انتخابات مجلس خیلی از ائتلافها فروپاشیده و ائتلافهای جدیدی شکل خواهد گرفت.کسی چه می داند شاید حزب اعتماد ملی با دولتیان درآمیخت و از اصلاح طلبان گسست.بالاخره سیاست است دیگر.در سیاست همه چیز ممکن است.دوستان دیروز روزی دشمن می شوند و دشمنان دیروز روزی دوست.
زمان همه چیز را اثبات خواهد کرد.باید منتظر ماند و دید.
شرق را بر نتافتند.تعطیلی روزنامه شرق را به جامعه آزاد اندیش تسلیت می گویم.البته گله مندم از مدیران شرق که با این همه تجربه چرا بهانه به دست دولتیان دادند؟مگر آنها نمی دانستند که اینان دنبال بهانه اند؟
ولی واقعا دولتی که نتواند روزنامه معتدلی چون شرق را تحمل کند پس که را می تواند تحمل کند؟ آیا روزنامه ها باید مجیز گوی دولت باشند تا بتوانند ادامه حیات یابند؟
آقای صفار هرندی که خود را نوکر ملت می خوانی اگر نوکر ملتی اجازه بده این ملت روزنامه دلخواهش را بخواند.ولی من فکر کنم شما خود را آقا بالاسر ملت می دانید نه نوکر.چون عملتان این را نشان می دهد.شما می گویید ملت ما آگاه است و خوب و بد را تشخیص می دهد.خب اگر این گونه است پس چرا این ملت را از خواندن روزنامه محروم می کنید.بگذارید ملت خود تصمیم بگیرد.واقعا ما مانده ایم با این پارادکس حرف و عمل شما چه کنیم؟
من هیچ وقت با آقای شریعتمداری مدیر مسئول کیهان موافق نبودم.ولی وقتی مقاله ایشان را در کیهان دیدم ناخودآگاه یک آفرین به او گفتم.سالهاست عربها به ویژه اماراتیها با کشور ما عناد و دشمنی دارند.ولی دستگاه سیاست خارجی ما به جای محکوم کردن این ادعاهای واهی آنها را به گفتگو دعوت می کند.آقای شریعتمداری دقیقا حرف دل ما را زد و پاشنه آشیل عربها را نشانه رفت.همگان می دانند که در زمان حکومت سابق بحرین با توطئه روباه پیر انگلستان و زد وبند با شاه از مام میهن جدا شد.همه پرسی هم که انجام شد فرمالیته ای بیش نبود.من ضمن تایید حرفهای آقای شریعتمداری امیدوارم ایرانیان غیرتمند در یک اقدام خودجوش در همه سایتها به این حق ایران تاکید کنند تا اعراب دیگر جرات نکنند در مورد جزایر ایرانی خلیج همیشه فارش ادعایی کنند.
بحرین مال ماست و باید به آغوش مام میهن برگردد.به آقایان دولتی هم توصیه می کنم بیش از این در مورد ادعاهای واهی شیوخ عرب ساکت ننشینند.مذاکره در مورد خاک ایران معنا ندارد.مذاکره در مورد جزایر سه گانه ایرانی مانند این است که در مورد تهران مذاکره کنیم.اگر ما با امارات در مورد جزایر گفتگو کنیم فقط آنها را جریتر کرده ایم.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پس از گذشت هفتاد سال از عمرش در اثر تصادف با اندیشه های ناب رییس جمهور مهر ورز کشته شد.ما در گذشت این سازمان که عملا از دو سال پیش با روی کار آمدن آقای مهر ورز بیکاره ای بیش نبود را به عموم ملت ایران تسلیت می گوییم.مراسم ختم این موجود لا وجود برگزار نخواهد شد.البته همان بهتر که مرد زیرا این دستگاه عریض و طویل در سیاستهای غیبی مرتبطان با غیب و خواب اصلا جایگاهی نداشت و رییس جمهور عدالت مدار خود به هر کجا می خواست بودجه می داد و به هر کجا نمی خواست نمی داد.باز خدا پدرش را بیامرزد که مدیران و کامندان این سازمان را از بلاتکلیفی درآورد و خیالشان را راحت کرد.

کابینه آقای احمدی نژاد رییس جمهور مهرورز و عدالت محور در صورت پیروزی در انتخابات سال ۱۳۸۸ خورشیدی:
۱-آقای غلام حسین الهام- وزیر کشور
۲-آقای غلام حسین الهام- وزیر دادگستری
۳-آقای غلام حسین الهام- وزیر اقتصاد و دارایی
۴-آقای غلام حسین الهام- وزیر آموزش و پرورش
۵-آقای غلام حسین الهام- وزیر علوم تحقیقات و فن آوری
۶-آقای غلام حسین الهام- وزیر دفاع
۷-آقای غلام حسین الهام- وزیر جهاد کشاورزی
۸-آقای غلام حسین الهام- فرهنگ و ارشاد اسلامی
................
ضمنا آقای غلام حسین الهام به عنوان مشاور و معاون آقای رییس جمهور در کلیه امورات مملکتی نیز منصوب شد.همچنین ایشان آمادگی دارد تا در مجلس و قوه قضاییه ایفای وظیفه نماید.با انرژیی که این انسان خدمتگزار دارد دیگر بقیه افراد فکر سمت نباشند.چون آقای الهام که ارتباطی نیز با غیب دارد آماده همه نوع خدمتگزاری هست.
موج جدید توقیف روزنامه ها آغاز شد.روزنامه هم میهن که به تازگی چاپ می شد دوباره توقیف شد.امتیاز روزنامه مشارکت که خیلی وقت بود توقیف شده بود کلا لغو شد تا خیال همه راحت شود.روزنامه ندای کردستان هم دوباره توقیف شد.در کشور ما مثل آب خوردن روزنامه ها توقیف می شوند ولی کسانی هم هستند که مثل آب خوردن به بزرگان نظام توهین می کنند.خانم فاطمه رجبی بدون ترس و واهمه به خاتمی و کروبی و رفسنجانی توهین می کند.این کشور به کدام سو می رود؟چرا در این کشور کسی نمی تواند به راحتی سخن بگوید؟چرا هر کس موافق آقایان نبود نباید سخن بگوید؟چرا ؟؟؟!!!
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت .خدا دنیای بی زنجیرآفرید .آدم بود که زنجیر را ساخت .شیطان کمکش کرد.دل زنجیر شد. زن زنجیر .دنیا پر از زنجیر شد وآدم همه دیوانه زنجیری !
خدا دنیا رابی زنجیر می خواست نام دنیای بی زنجیر اما" بهشت" است .امتحان آدم همین جا بود .دستهای شیطان از زنجیر پربود .خداگفت :رنجیرهایتان را پاره کنید شاید نام زنجیر شما عشق است .یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد .نامش را مجنون گذاشتند .مجنون اما نه دیوانه بود ونه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت .شیطان آدم را در زنجیر می خواست .لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست .لیلی می دانست خدا چه می خواهد .لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند .لیلی زنجیر نبود. لیلی نمی خواست زنجیر باشد .لیلی ماند .زیرا لیلی نام دیگرآزادی است .
بار دیگر آقای احمدی نژاد خواستار نابودی اسراییل شد و با این سخنان واکنش دوباره اروپا را برانگیخت.در شرایطی که همه دنیا در قبال فعالیتهای هسته ای ایران موضع گرفته است چرا آقای احمدی نژاد با این سخنان این همه هزینه به کشور تحمیل می کند.آقای رییس جمهور شما خواهان نابودی اسراییل هستی من نیز هستم.ولی تو به عنوان رییس دستگاه دیپلماسی کشور کمی تا قسمتی دیپلماتیک سخن بگو.سخنان خارج از عرف دیپلماتیک دور از شان رییس جمهور یک کشور بزرگ می باشد.ایران کشور بزرگی است پس تو هم بزرگ باش و بزرگ بیندیش.
آقای دکتر پرویز سیار می گوید: من با سند و مدرک ثابت می کنم که داوران فوتبال رشوه می گیرند و نتایج مسابقات را عوض می کنند.
اگر فوتبال را آیینه تمام نمای جامعه امروزی ایران در نظر بگیریم این سوال پیش می آید که در کجا و در کدام اداره رشوه نمی دهند و رشوه نمی گیرند؟!؟!!! این نکته را نیز ذکر کنم که هنوز کسانی با وجدانهای بیداری در همین ادارات کار می کنند که مصداق فوق قرار نمی گیرند.منظور من کسانی هستند که همه وجدانشان را فدای پول کرده اند و وقتی پای پول به میان می آید همه چیز فراموش می شود.
برخی دولتها شعار عدالت گستری می دهند و برخی خود را آزادیخواه می نامند.عدالت و آزادی لازم و ملزوم یکدیگرند.عدالت بدون آزادی و آزادی بدون عدالت معنا و مفهومی ندارد.چگونه می توان سهم شهروندان را از آزادی نداد و ادعای عدالت خواهی کرد.عدالت مستلزم سپردن حق اشخاص به خودشان است.فقدان آزادی و غصب آن غیر عادلانه ترین اقدام یک حکومت است.حکومتی عادل است که زنجیر از پای شهروندانش بگسلد.عدالت بدون آزادی چیزی جز ظلم نیست و آزادی نیز بدون عدالت آزادی تجاوز و غارت و اشاعه فقر و فحشاست.کسی که طرفدار عدالت است باید به آزادیهای مشروع و قانونی افراد احترام بگذارد.یکی از مظاهر عدالت توزیع متعادل حق و تکلیف است.هر کجا کسی حقی دارد دیگری به آن حق تکلیف دارد.زندگی مبتنی بر عدالت و صلح زنگدی است که در آن حق و تکلیف متعادل ومتناسب تقسیم شده باشد.تکالیف همان وظایف و محدودیتهای ناشی از زندگی اجتماعی است.وقتی می گوییم همه در برابر قانون مساوی هستند منظورمان این است که وظایف ناشی از زندگی اجتماعی مردمان باید به نحوی تقسیم شود که مزیت و محدودیتهای آن شامل همگان شود نه این که بعضی فقط حاملان محدودیتها و دیگران تنها در پی بهره گرفتن از منافع آن باشند.
اجلاس شرم الشیخ که برای بررسی مسایل و مشکلات عراق با شرکت آمریکا و همسایگان عراق بعلاوه چند کشور منطقه تشکیل شده بود تمام شد.امید می رفت در حاشیه این اجلاس دیداری نیز میان آقای متکی و خانم رایس انجام شود که این دیدار انجام نشد.بنابراین یک فرصت دیگر برای رفع تنش میان ایران و آمریکا از بین رفت.آقای متکی نیز در کنفرانس مطبوعاتی افاضه فرمودند که رفع سو ء تفاهمات میان آمریکا و ایران زمان می برد.آیا ۲۸ سال زمان برای این موضوع کافی نبوده است؟تا کی باید با لجبازیهای آقایان این تنشها ادامه یابد؟ تنشهایی که هزینه زیادی را به این ملت تحمیل کرده است.حتی بیم آن می رود که با ادامه این تنشها کار به جاهای باریک کشیده شود. امید است دولتمردان ایران با تدبیر و درایت از ادامه این درگیریهای لفظی جلوگیری کنند زیرا ادامه این روند هیچ سودی برای این کشور و ملتش ندارد.
خانم فاطمه رجبی که در توهین و افترا به آقایان خاتمی و رفسنجانی گوی سبقت را از همه ربوده است این بار وزیر اطلاعات دولت خاتمی آقای یونسی را آماج حملات خود قرار داده است.خواندن مطالب این خانم اصول گرا خالی از لطف نیست.لطفا سایت ایشان را به نشانی زیر ملاحظه کنید.
بالاخره ایران اعلام کرد در سطح وزیر خارجه در اجلاس شرم الشیخ که برای بررسی مسئله عراق است شرکت می کند.ایران قبلا اعلام کرده بود در این اجلاس شرکت نمی کند.همچنین شایعه شده بود ایران به شرطی در این اجلاس شرکت می کند که آمریکا چهار دیپلمات اسیر ایرانی را آزاد کند.شرکت ایران در این اجلاس از چند نظر حایز اهمیت است.دو مورد مهم برای شرکت ایران در این اجلاس یکی احتمال دیدار و گفتگوی آقای متکی با خانم رایس است که امیدواریم با دیدار آنها در این اجلاس تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شود.مورد دوم این است که ایران برای این که در بازیهای منطقه ای به بازی گرفته شود چاره ای جز شرکت در این اجلاسها ندارد.البته امیدواریم دیدار آقای متکی با خانم رایس به ۲۷ سال قهر مطلق میان ایران و آمریکا پایان دهد.امام خمینی در مورد قطع رابطه با امریکا فرموده بود که رابطه ایران با امریکا رابطه میان گرگ و میش است.البته امام خمینی به دلیل شرایط آن زمان این سخن را گفت و مسئولان ایرانی از ترس این که مبادا متهم به سازشکاری شوند از رابطه با امریکا حرفی نمی زدند.حتی آقای خامنه ای در یکی از سخنرانیهایش گفته بود هیچ کس حق ندارد از رابطه و مذاکره با آمریکا سخنی بگویید.در زمان دولت آقای خاتمی موقعتهایی برای گقتگو پیش آمد ولی این دولت نیز از ترس متهم شدن به سازشکاری از مذاکره ابا کرد.حال موقعیت گفتگو زمانی دوباره پیش می آیدکه در هر دو کشور افراد تند رو در راس کار هستند.باید منتظر بمانیم تا ببینیم آیا تند روها بالاخره دست از لجبازی برخواهند داشت یا نه؟گذشت زمان این را نشان خواهد داد.
من به شخصه معتقدم ضرر رابطه نداشتن بیشتر از رابطه داشتن است.این را هم بگویم که آمریکا هم از انگلیس بهتر است هم از روسیه .روسیه ای که سوابق تاریخی نشان می دهد هیچ گاه به سود ایران کار نکرده و در همه بحرانها ایران را تنها گذاشته است.اگر تاریخ معاصر را نگاه کنیم این دو کشور را بیشتر خواهیم شناخت.
امروز وقتی تقویم را نگاه می کردم دیدم روز نهم اردیبهشت ماه به نام روز شوراها نامگذاری شده است.در مورد شوراها و وظایف آنها حرف و حدیث فراوانی نقل شده است که درج آنها در این مقال نمی گنجد.ولی در یک کلام می توان گفت شوراها بازوی شهرداران و دهیاران در اداره شهر یا ده هستند.اهمیت شوراهای شهر به دلیل گستردگی مسایل و مشکلات جامعه شهری بیشتر از شوراهای روستایی است.بنابراین لازم است افرادی در این بخش انتخاب شوند که بیشتر متخصص باشند تا سیاستمدار.اما متاسفانه در شوراهای دوم و سوم افراد منتخب شوراها به ویژه شورای تهران بیشتر سیاسی بودند و به این دلیل بیشتر سیاسی عمل کردند و فرصت نکردند تا در مورد مسایل و مشکلات شهر بیندیشند و عمل کنند.شورای سوم هم که از طیفهای مختلف تشکیل شده هنوز تازه تشکیل شده و هنر خود را نشان نداده است. امیدواریم منتخبان جدید به دور از دعواهای سیاسی و حزبی برای حل مشکلات شهری بزرگ مثل تهران اقدام کنند و ما شاهد عملکرد خوب آقایان باشیم.البته در شورای سوم تهران هم حرف زیاد است.چگونه می شود فردی با دیدگاههای نزدیک به آقای احمدی نژاد با افراد اصلاح طلب تشریک مساعی داشته باشند و تصمیم گیری مشترک بکنند.یا آیا انتخاب سه ورزشکار در جمع پانزده نفره شورای تهران آیا لازم است.گذشت زمان این را نشان خواهد داد.امیدواریم بتوانند تصمیمات مفید بگیرند.
قابل توجه کسانی که سهام عدالت گرفته اند:
بدین وسیله با کمال مسرت به آگاهی می رساند سود سهام عدالت ماهانه ۳۳۰۰ تومان است که سالانه ۳۹۶۰۰ تومان خواهد شد.با این مبلغ شما می توانید کلیه مایحتاج زندگی را تهیه کنید.البته اگر به ۴۰ سال قبل برگردید.ولی در دوره کنونی با این مبلغ نمی توانید چیزی را تهیه کنید.پس بی خود دلتان را خوش نکنید.
با تشکر
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|